امروز یک نفر وسط خیابان شریعتی از من پرسید خیابان شریعتی کجاست؟!!!!!!!!!!!!!!
دیگر خوش ندارم برای چهار ورق مدرک درازتر و دو وجب روسری کوتاه تر، دور دنیا
را بچرخم، برسم وسط خیابان شریعتی تورنتو، بروم سراغ یکی راه راه تر
از خودم، سراغ خیابان شریعتی تورنتو را بگیرم!
واينونا رايدر Winona Ryder
نسبتهای خاکگرفته، نسبتهای فراموش شده، نسبتهای تازه، نسبتهای هنوز تعريف نشده.
..............
یه مردن عجیب,مسیحی بودم ,با یک عده مسیحی تر و یک تابوت زیبای خالی
راه افتادیم سمت قبرستان,عین تو فیلما یه جای زیبا یه جنگل
به جای مخصوصی که رسیدیم ایستادن و با یه تیکه چوب یه مستطیل روی
زمین کشیدن من ایستاده در حال نگاه کردن بودم و فکر میکردم بابا اینا مییتاشون
هم حال میکنن با این قبرای بزرگ و دلباز
خلاصه پدر روحانی اومد و شروع کرد به راهنمایی های قبل از مرگ
باقیشم از خواب پریدم
حالا به نظر شما دارم میمیرم ؟
بیچاره ...
سلام
از این که نمیتونم به روز کنم از همتون عذر میخوام در عوض امروز یه سورپرایز از نوع سرکانی براتون دارم (قابل توجه همشهریان گلم )
سورپرایزم یه وبلاگ خوشگل و خوش اسم در مورد سرکانه، که توسط دکتر علیقارداشی در شهر نانسی فرانسه به روز میشه. وبلاگ سرکان قطعه ای از بهشت نگاهی نو و متفاوت به این کهن شهر دارد. (اینو به حساب حس ناسیونالیستی ما سرکانی ها بذارید)
لازم به ذکر ایشون در حال اتمام تحصیلات تکمیلی خود در فرانسه میباشد.
در ضمن عکسهای خارق العاده ای از طبیعت سرکان که در این وبلاگ گذاشته شده رو از دست ندید.

از افق های مه گرفته بی خورشید
به آسمان های بی ستاره سفر می کنم
بی هیچ همراهی فرشته ای
به دور دست امروزم می اندیشم
که از صمیمیت باران و شبنم، محرومم
وتلخ خاطره ای نزدیک و فردایم بی تو
که بی حضور دستهایت خواهم خشکید.
دیروز هایم را مرور می کنم
اسم تو آغاز هر صفحه است
در مثنوی هایم روییده ای
ودر غزل هایم گل می دهی
به امروز باز میگردم
که بی تو بودن را تجربه می کنم:تلخ
انتظار را:نفس گیر
عشق را:بی مفهوم
وزندگی را :هیچ
تو رفته ای و من
از افق های مه گرفته بی خورشید
به آسمان های بی ستاره سفر می کنم
بی هیچ همراهی فرشته ای
..... من!
به ناگاه به طور واضح برايم مسلم شد، دنيای اطراف نيز اينگونه هست چون ما ميخواهيم که اينگونه باشد. تنها زمانی عوض ميشود که خواسته های ما هم دگرگون شده باشد ما همانی را بدست مياوريم که خواهانش هستيم .
(ريچارد باخ ـ فرنوش گيوه کی )
احتراما، نظر به اينکه طي بررسي هاي به عمل آمده توسط اينجانب، علي رغم تمام نعمات و افاضات حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير، به هيچ جايي نرسيده و موجبات شرمساريِ نسل بشريت را فراهم آورده م، متمني است پيرو تبصرهء سوم بند اول قرارداد آفرينش، مورخ ۱/۱/۱، معقده فيمابين ابرجد اينجانب- مشهور به « آدم » - و حضرتعالي، استعفاي اين حقير را از مقامِ « انسانيت » بپذيريد.
بديهي است مِن بعد اينجانب هيچ گونه مسووليتي در قبال انساني بودن رفتار و گفتار خويش را نخواهم پذيرفت. مستدعي است در صورت نياز به اخذ حيات، لطفا مراتب را هر چه سريعتر به اطلاع عزرائيل برسانيد.
و من الله توفيق،
ارسلان منیعی
رونوشت :
- نکير
- منکر
- عزرائيل
- شيطان رجيم
زندگی مسابقه نیست
زندگی یک سفر است
وتو آن مسافری باش
که در هر گامش
ترنم خوش لحظه ها جاری است
با دم زدن در هوای گذشته
ونگرانی فرداهای نیامده
زندگی را مگذار که از لالبلای انگشتانت فرو لغزد،
وآسان هدر رود
رویاهایت را فرو مگذار
که بی آنان زندگانی را امیدی نیست
وبی امید،زندگی را آهنگی نیست